محمد اعظم خان ناظم جهان

41

قرابادين اعظم ( فارسى )

حلتيت بريان يك ماشه همه را باريك سائيده در آب‌ليمو بست و چهار عدد كهرل كنند تا قابل حب بستن شود به قدر كناردشتى حب سازند و يكى خورده باشند حب مشهى و هاضم و ديگر خلل معده را مفيد صفت آن زيرهء سياه زيرهء سفيد نمك سياه نمك طعام نمك سينده هر يك يك دام نمك لاهورى دانهء الايچى هر يك دو دام گندهك آنوله‌سار فلفل دارچينى جوترى قرنفل هر يك يك توله نمك كهار يك درم زنجبيل دو دام مصطگى رومى يك توله اول گندهك را در روغن داغ كرده بريان نمايند پس همه ادويه را كوفته بيخته در عرق ليمو حبها بندند حب ترش مؤلف راقم براى اشتها و تقويت معدهء محرورى مزاج صفت آن آمله منقى دو ماشه كشنيز مقشر سه ماشه پوست ترنج انيسون گل سرخ دانهء هيل هر يك دو ماشه نمك لاهورى نه ماشه نمك سياه شش ماشه طباشير سه ماشه صندل سفيد دو ماشه اناردانهء ترش چهار توله زرشك سماق منقى هر يك چهار ماشه زيرهء سياه پودينهء خشك هر يك دو ماشه كوفته بيخته در آب‌ليموى كاغذى شش عدد خمير كرده حبها به قدر نخود سازند و پنج شش حب بعد طعام بخورند حب كبريت صغير كه جهت اشتها و هضم طعام مجرب و مزيل جرب و قوبا و امراض بلغمىست و رطوبات فضلى معده نشف كند صفت آن گندهك مغسول يك توله فلفل گرد چهار توله نمك هندى نيم درم كوفته بيخته به آب‌ليمو حب سازند به قدر نخود شربتى دو سه و در نسخهء ديگر وزن گندهك و فلفل مساوى و وزن نمك نصف يك جزست و نوشته كه براى دفع رياح و قطع بلغم بسيار مجرب‌ست حب كبريت كبير كه مشهى طعامست و هاضم و نافع هيضهء بلغمى و مكرر به عمل آمده صفت آن كبريت در شير صاف كرده فلفل گردباى برنگ اجمود جواكهار هر يك دو دام نمك سياه دارفلفل كف دريا هر واحد يك دام نمك سينده سه دام پوست هليلهء زرد چهار دام كوفته بيخته در شيرهء ادرك كهرل نموده خشك كرده باز به آب ليمو سحق نموده مقدار كنار كوچك حب سازند و هر روز بوقت صبح يكى خورند حب حلتيت كه جهت رياح معده و نفخ عجيب التاثيرست صفت آن زنجبيل دو دام سهاگهء بريان پوست هليلهء زرد نمك لاهورى حلتيت هر واحد يك دام كوفته بيخته به آب بيخ يا برگ سهجنه حب به قدر كناردشتى بندند خوراك يك حب حب زرنباد نافع غثيان و قى صفت آن كپوركچرى كوفته بيخته در گلاب به قدر مونگ حب سازند و دو حب بدهند اگر كفايت نكند بعد ساعتى دو سه حب ديگر دهند حب ريوند كه در استسقاى لحمى نافعترين مسهلات‌ست صفت آن ريوند مقل هر يك نيم درم غاريقون يك درم تربد دو درم زراوند مدحرج دو دانگ انيسون يك دانگ جمله دو خوراك‌ست حب ريوند كه انواع استسقا را مفيدست صفت آن ريوند شورهء قلمى نوشادر هر يك شش ماشه سائيده به آب حبوب به قدر نخود بندند و يك صبح و يك شام همراه هشت توله عرق باديان خورده باشند غذا نخوداب خواه نان گندم با دال‌مونگ مقشر و بجاى آب عرق عنب الثعلب و عرق باديان حب هندى كه در اقسام استسقا به شرط مداومت و عدم حمى و عدم اسهال نافع صفت آن صبر سقوطرى يك توله چوك نيم توله زردچوب يك نيم ماشه كت سه ماشه نرم كوفته با شيرهء باديان يا عرق گاو زبان حب بندند به قدر ماش سبز و از سه حب شروع نموده به هفت حب رسانند و بر آن مداومت نمايند غذا نخودآب و بجاى آب عرق نوع ديگر كه براى استسقاى لحمى بينظيرست صفت آن برگ آك سبز يك پاؤ زردچوب يك دام اول برگها مثل بنگ سائيده زردچوب كوفته بيخته آميخته باز بسايند هرگاه قابل حب بستن شود به قدر دانهء ماش حب سازند و هر روز چار حب به آب تازه بخورند